close
تبلیغات در اینترنت
سوالات پرتکرار در اینترنت
تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات
تبلیغات
آخرين ارسال هاي تالار گفتمان
کمی طاقت داشته باشید...
عنوان پاسخ بازدید توسط
762 1665 alfred
694 3513 khahar_pesare_shoja
2119 5884 homa
8 86 namayandeye_arvah
0 17 xavi
398 1465 hamid
313 768 khahar_pesare_shoja
34 103 khanumie_aghash
5 67 hamid
29 171 hamid
128 871 zane_zendegi
503 2034 jame_del_hamed
2 41 viana
5 39 jame_del_hamed
44 257 zane_zendegi
34 349 zane_zendegi
243 592 mehrafroz
24 188 homa
49087 50305 kbaran
0 14 xavi
طریقه ی وارد شدن به انجمن

سلام به کاربرای عزیزی که از طریق این صفحه وارد انجمن میشین
باید عرض کنم خدمتتون که از طریق این صفحه نظر نذارید 
اول از همه روی صفحه ی منو گزینه ای هست به نام انجمن که باید روی اون کلیک کنید تا وارد انجمن بشید و بتونید با دوستان دیگه تبادل نظر کتید.ممنون ازتون


طریقه ی وارد شدن به انجمن

سلام به کاربرای عزیزی که از طریق این صفحه وارد انجمن میشین
باید عرض کنم خدمتتون که از طریق این صفحه نظر نذارید 
اول از همه روی صفحه ی منو گزینه ای هست به نام انجمن که باید روی اون کلیک کنید تا وارد انجمن بشید و بتونید با دوستان دیگه تبادل نظر کتید.ممنون ازتون


اسم بچه

بچه هاااااااااا سلام،اسم دختر میخوام بر وزن افشین که به اسم افشین بیاد یه ماه ممنون میشم پیشنهاد بدین


مراقبت پوستی
دسته بندی : متفرقه,
  • بازدید : (2)

ملت سلااااااام

بیاین بگین از ضدافتاب اوسرین استفاده کردید تا حالا ؟؟

تجربتون چیه ؟؟

 چ کرم پودری مناسب پوست چرب میشناسید ؟


نمیدونم با این آقا چکار کنم؟!!!
دسته بندی : متفرقه,
  • بازدید : (2)

سلام.

من 5 ساله که با آقایی تو دانشگاه آشنا شدم.یه دوستی معمولی.رشته ی ما طوریه که مدام به شهرهای مختلف سفر میکنیم و همین باعث شده همه مون با هم صمیمی باشیم.اخیرا یعنی بعد 5 سال همین آقا مدام به من پیامک میزنه.چیزی نمیگه که آذارم بده .تقریبا هر شب پیام میده و حالم و میپرسه یا به هر بهانه ای زنگ میزنه به من.خودش میگه اهل دوست دختر نیست.و همینطور ازدواج.راستش هیچ جوره هم مناسب هم نیستیم.یعنی اگه قصدی هم در کار باشه این کار شدنی نیست.اما نمیدونم من این وسط چکاره ام.چون از دخترای کلاسمون که سوال کردم با هیچکدوم این رابطه پیامکی رو نداره.

من نمیخوام یکی باشم که فقط نیازاشو با من پر کنه.از طرفی هم خیلی مدیونشم.خیلی آدم محترمی ه و خیلی کارا واسه من انجام داده.نمیتونم یک دفعه قطع کنم ارتباطمونو و جوابش و ندم

چجوری بهش بفهمونم که من نمیتونم خلا عاطفی ش رو پر کنم؟؟؟


طولاني هست ولي لطفاًً بخوانين و كمكم كنين
سلام من بين ٢٠ تا ٢٥ سال سن دارم و خيلي زود وارد رابطه با جنس مخالف شدم و از همون اول با افرادي بودم كه از من خيلي بزرگتر بودن و خدا رو شكر با هركي بودم آدم خوبي بود و فقط ياد گرفتم نميدونم شايد براي قيافم،هيكلم و يا اخلاقم هميشه پسرايي كه سر راهم بودن واقعا دلبستم ميشدن منم سن كمي داشتم و لوس بودم در هر صورت اولين رابطم تو سن ١٨ سالگي تا ٢٠ سالگي طول كشيد و بعدش خودم تموم كردم و بعد از اون بلافاصله با پسري اشنا شدم كه اونم از خودم ١٠ سال بزرگتر بود از همون روز اول كه ديدمش انگار رفتم تو روياهاي خودم دقيقا همون آدمي بود كه تو روياهام داشتم هم اخلاقي هم تيپ و قيافه اكثراً هم سليقه و نظراتمون يكي بود خيلي با هم خوب بوديم خيلي بيش از حد،در حدي دوسم داشت كه اگه دعوامون ميشد تقصير منم كه بود سعي ميكرد از دلم در بياره و منم دقيقاً همين طور انقدر احساس خوشبختي ميكردم كه دلم نميخواست تحت هيچ شرايطي موقعيتم تغيير كنه اكثرا با هم بيرون بوديم مدام برام خرج ميكرد و منم هر كاري از دستم بر ميومد براش ميكردم و خيلي خوش بوديم ولي هميشه ته دلم حس ميكردم هيچ وقت نميتونم با اين پسر ازدواج كنم چون من از خانواده ي امروزي و مدرن هستم و آدم هاي با حجابي نيستيم ولي با خداييم نماز و روزه هم ميگيريم و...، خيلي معمولي، ولي خونه هركي ميريم راحتيم روسري سر نميكنيم و ... ولي دوست پسرم با اينكه مستقل از خانواده بود و موفق، اعتقادات خانوادگي خودش قبول داشت (سنتي و مذهبي)و با اينكه ميدونستم دوستان زيادي داره و دعوت ميكنن كه بريم خونشون منو نميبرد علتشم هميشه ميگفت دوست ندارم كسي تو رو بي حجاب ببينه اگه بيرون ميخواستيم با كسي بريم ميرفتيم ولي خونه كسي نه ... هميشه ميگفت زنم بايد با حجاب باشه با هركسي رفت و آمد نكنه لباس بلند بپوشه و روسريش جلو جلو باشه حتي خارج از كشورم كه بريم مسافرت بايد با حجاب باشه و براي من كه هميشه عروسي هاي فاميلمون قاطي بود و...اين چيزا ترسناك بود رفتم مشاوره چندتا رفتم همه ميگفتن نميتوني باهاش ازدواج كني منم بعد از ٢ سال ازش خواستم از هم جدا شيم ميخواستم منطقي منطقي فكر كنم خيلي منطقي... خيلي سعي كرد، كادو خريد اسرار كرد هي صحبت كرد بهش گفتم ميتوني بياي يه روزي با من عروسي كني ميگفت نميدونم بزار بررسي كنيم اين حرفاش و عدم قاطعيتش منو ترسوند ، تو همين موقعيت خواستگاري برام اومد كه همه چيش خوب بود و پدر مادرم هم راضي و .... دوسش نداشتم رفتم مشاوره گفتم آرزوي هر دختري كه با آدمي مثل خواستگار من باشه همه تاييد كردنش همه بهم گفتن اين آدم خوبه منم گفتم علاقه ايجاد ميشه به دوست پسر قبليم نگفتم هيچي نگفتم فقط گفتم ديگه نميخوام باهات باشم زنگ نزد ديگه سعي ميكردم خوب باشم ولي شب قبل از بله برونم دلم لرزيد رفتم دم درشون زنگ زدم بهش وقتي ديدمش انقدر گريه كردم انقدر پشيمون بودم اونم همش ميگفت برگرد ولي نميدونست ديگه نميشه، همش قسمم داد كه با كسي حرف نزنم( جنس مخالف) منم فقط اشك ريختم و فرداش نشستم براي مراسم بله برون با دل آشوب تا الان كه ١ سال ميگذره دوست پسر قبليم نميدونه ولي شمارمو عوض كردم و سعي ميكنم به نامزدم علاقه مند شم ولي به شدت دل تنگ ميشم و زنگ ميزنم صداشم ميشنوم الان در حال آماده كردن جهازمم ولي به شدت آشوبم نامزدم خيلي خوبه خيلي همه ميگن واي چه پسر خوبي ولي كسي از دلم خبر نداره واقعاً نميدونم چيكار كنم شما جاي من بوديد نامزديتون و خراب ميكردين؟؟؟در صورتي كه ميدونم دوست پسر قبليم اگه بفهم شايد ديگه اسمم نياره و هميشه ميگه حتي با پسري حرف نزن ....
کمک
دسته بندی : متفرقه,
  • بازدید : (3)

سلام من تازه واردم  توی نت داشتم چرخ میزدم با اینجا رسیدم امشب یه مشکل خیلی بدی دارم  باید سوال بپرسم کسی هست کمکم کنه؟


راهنمایی میخوام در مورد ازدواج
دسته بندی : متفرقه,
  • بازدید : (2)

سلام و عرض ادب 

دختری هستم 26 ساله که حدود 2 سال و نیمه با پسری 27 ساله در ارتباطم. خانواده هایمان هم حدودا 1 ساله که از رابطه ما اطلاع دارند. در دانشگاه با هم آشنا شدیم. هر دو ساکن یک استانیم اما در دو شهرستان متفاوت که حدود 2-3 ساعت با هم فاصله داریم. 

تا قبل از عید نوروز درخواستهای مکرر ایشان برای ازدواج رو رد میکردم چون هنوز درسش تموم نشده بود و کار هم نداشت. 

اکنون در یک شرکتی مشغول به کار هستند و درسش هم رو به اتمامه. 

اما از عید به بعد رفتار ایشان بسیار تغییر کرده و بسیار سرد شدند. بطوری که دیگر کوچکترین صحبتی در مورد ازدواج نکردند و هیچ اقدام و اصراری برای خواستگاری آمدن و ازدواجج ندارند و به ندرت زنگ میزنند یا پیام میدن و دیگر مثل قبل صحبت خاصی جز سلام و احوال پرسی و صحبتهای روزمره بین ما نیست و وقتی دلیلش را میپرسم میگوید من الان آمادگی ازدواج ندارم و از شرایط خودم خسته شدم. از این دوری و رفت و آمد خسته شدم و کلا حس و حالم رو از دست دادم. و میترسم بعد از ازدواج از اینی که هستم بدتر بشم و روابطمون سردتر بشه. میگه نمیدونم چی میخوام، نمیتونم جدا شم ازت و نمیخوام ناراحتت کنم و نمیتونم به کسی جز تو فکر کنم. 

 

تا اینکه چند هفته پیش به من گفتن که پدرشون 10 سال قبل زن دیگری را بدون اطلاع خانواده صیغه کردند و تا الان هم اون خانم رو طلاق ندادن ولی رابطه ای هم بین پدرش و اون خانم نیست. 

حالا درحالیکه ایشون میگه منو هنوز از ته دل دوست داره و نمیتونه ازم جدا بشه، میترسه که خدای نکرده ماجرای پدرش برای خودش هم اتفاق بیفته و در آینده به من خیانت کنه و منو از دست بده. البته کاملا موافقه که کار پدرش بسیار اشتباه بوده ولی این ترس توی وجودش هست. 

 

چند روز پیش خواهرش به من پیام داد که ایشون دوستت داره و فقط به کمی زمان نیاز داره. اما من فکر میکنم ما در برزخی گیر افتادیم که زمان هر روز داره شرایط رو بدتر میکنه و ما رو از هم دورتر... 

 

امروز بهم پیام داد که یه چیز دیگه هم هست که نمیتونم بگم و نمی تونم باهات باشم. نمیگه چی. دوباره پیام داد و میگه حالا درستش میکنم نگران نباش! بخدا دیوونه شدم 

 

الان من از شما راهنمایی میخوام، 

من با ایشون رابطمو ادامه بدم و ازدواج کنم باهاش یا تموم کنم رابطمونو؟ منم واقعا دوستش دارم و نمیتونم به جدایی فکر کنم. اما میترسم. نمیدونم دقیقا مشکل ایشون و سردیشون و ترسشون از ازدواج بخاطر چیه و چرا احساس بلاتکلیفی میکنند.. 


چقدر از زندگی عقبم که هنوز ازدواج نکردم
دسته بندی : متفرقه,
  • بازدید : (4)

سلام دوستان من زیر سی سالم. هنوز ازدواج نکردم! فکر میکنم الان ده ساله که زندگیم تباه شده! چون اگه ازدواج میکردم کامل میشدم کسی میشدم بهم محبت میشد چون میل ج ن س ی بالایی دارم فکر میکنم هدر شدم با خودم میگم اصلا درسی که خوندم چه به دردم خورد وقتی که الان تنهام من نیاز به محبت و یه آغوش گرم دارم...ناراحت


واقعیت هایی که یک کنکوری باید بداند

به نام خدایی که ما دهه شصتی ها را مورد عبرت دیگران قرار داد

دوستان سلام از آنجا که اینجانب فسیل یکم کابوی تنها، از یاران وفادار حضرت نوح بوده ام و عمری را در راه علم گذراندم، مدت ها بود که میخواستم در مورد رشته های دانشگاهی افاضاتی عنایت بفرمایم تا شاید این افاضات و رهنمود ها راهگشای عزیزان خانواده برتر شود.

نکته اول: همانطور که تو سینما می نویسند این فیلم بر اساس واقعیت ها ساخته شده است من هم می نویسم این متن بر اساس واقعیت ها و تجربه های بنده نوشته شده است.

نکته دوم: اگر بنده ارث پدری شما را نوش جان نمودم و شما به شدت از من کینه ای شترگونه دارید صفحه شخصی بنده به نشانی موجود می باشد و شما می توانید آنجا هزلیات و هجویات خود را نثار بنده کنید.

نکته سوم: اگر متن خوندید و عصبانی شدید در لب تاب خود را ببندید یا کامپیوتر خود را استند بای کنید یا گوشی خود را رها کنید و چرخی در خانه بزنید و آن هنگام که عصبانیت خود را فروکش کردید باز گردید و نظر خود را نثار کنید تا خدایی نکرده از شدت اخلاص فحش هایی که قرار است نثار کنید کاسته نگردد.

 نکته چهارم: تعصب ممنوع هر گونه حرف دارید با استدلال بیان کنید

و اما آغاز متن

دوستان یکی از انتخاب هایی که هر فرد تو زندگی می تونه انجام بده انتخاب رشته تحصیلی است که این انتخاب می تواند او را به عرش یا فرش برساند.

زمان ما دهه شصتی ها مشاوره و انتخاب رشته تحصیلی و کنکور اینا وضعیت خوبی نداشت تعداد داوطلبان زیاد، رشته ها محدودو مهمتر از همه ناشناخته بودند و این ناشناخته بودن باعث شد که هر یک از ما انتخاب هایی کنیم که بعدها مانند آهو پشیمان بشویم اما از آنجا که راهی برای برگشت نبود خیلی از ما سوختیم و ساختیم و عمری چوب این انتخاب اشتباه خوردیم تا درس عبرتی بشویم برای سایر افراد.

واقعیت آن است در دهه شصت به اسم زیاد کردن لشکر اسلام، سیاست های جمعیتی را طوری چییدند و به گونه ای با کوپن های قند و شکر و مرغ و پنیر بلغاری والدین ما را خام کردند که هر والد و والده دهه شصتی رگبارگونه به فکر تولید داخلی از نوع تولید فرزند بود و در این ماجرا برخی گوی سبقت را از دیگران ربوده بودند و خود را در زمره السابقون والسابقون قرار دادند و رکورد زایمان را شکستند.

این سیاست های غلط جمعیت در کنار سومدیریت ها که از دولت سازندگی شروع شد و در دولت اصلاحات ادامه یافت و در دولت عدالت به اوج خود رسید باعث شد گه همه به دنبال اسکانی زلزله گونه و جنگ زده گونه باشند و قصد داشته باشند که این جمعیت دهه شصت را فقط از سر خود وا کنند.

خب قاعدتا این سومدیریت ها و هجوم گله گونه این دهه در همه مسائل ایجاد بحران کرد که در این بحران قاعدتا عده ای زیر چرخ سومدیریت ها له گردیدند.

اما خوبی این دهه این شد که الگوی عبرتی برای سایر دهه ها به خصوص نور چشمی های دهه هفتاد شدند و در هر خانه و خانواده و خاندانی یک دهه شصتی هست که می توان با آویزان کردن جسد وی بر سر دروازه ها، به تدریس عبرت ها بپردازد.

و اما در مورد رشته ها:

علوم انسانی

همانگونه که میرازی شیرازی تنباکو را حرام اعلام کرد اینجانب فتوا می دهم که الیوم الانتخاب رشته العلوم انسانی حرام و الحکم محاربه مع الله را دارد.

لطفا تریپ روشنفکرانه بر ندارید که کشورهای جهان اول  و توسعه یافته عاشق رشته های علوم انسانی هستند و هرشب ازشون لب می گیرند ما بخواهیم و نخواهیم یک کشور جهان سوم و دارای مدیریت ایرانی که بی شک با سومدیریت ها انسی دیرینه دارد، هستیم و الکی جوگیرانه به افاضه کلمات نپردازید.

اگر بخواهیم تاپ ترین رشته های گروه علوم انسانی را بررسی کنیم به رشته پر طمطراق حقوق برمیخوریم برخی از خواهران محترم و عزیزتر از جانم هستند که تا میرن رشته حقوق، مادرشون به علت ذوق زدگی بیش از حد، در برخی محافل دختر خود را وکیل معرفی می کنند در صورتی که همه ما میدونیم که رشته حقوق با وکالت زمین تا آسمان فرق دارد یعنی هروکیلی یک حقوقی هست ولی هر حقوقی یک وکیل نیست و از انجایی که به برکت تلاش شبانه روزی و جان برکفانه دانشگاه پیام نور، آزاد، علمی و کاربردی و... توفیری در قبول شدن در بهترین دانشگاه با بدترین دانشگاه نیست  همه کسانی حقوق خواندند، می توانند در برابر امتحان وکالت مساوات گونه امتحان دهند.

رشته مدیریت و حسابداری نیز از رشته های تاپ این گروه است که قطعا همین امتیاز را بچه های تجربی و ریاضی دارند و از آنجا که این دوستان در امر ریاضی یدی طولانی تر از بچه های نخبه علوم انسانی دارند لذا در این قضیه موفق ترند.

رشته روانشناسی نیز از رشته های علوم انسانی هست که طرفداری بیشتری دارد و اگر در اینستگرام پیچی داشته باشد بیشتر از بقیه رشته ها لایک میخوره این نیز جهت اطلاع باشد که رشته های تجربی نیز می توانند این رشته را نیز انتخاب کنند و اگر کسی رشته های دیگر بود نیز می توانند در دانشگاه آزاد و پیام نور انتخاب روانشناسی را داشته باشند.

بقیه رشته ها هم که دیگر باید برای رضای خدا خواند و چیزی از آن نصیب شما نخواهد شد.

یکی از بزرگترین خیانت هایی که برخی از افراد انجام دادند این بود که دبیرستان های معارف اسلامی را پایه گذاری کردند و رونق دادند بی شک رشته های الهیات اگر چه شاید به درد آخرت بخورد اما قطعا دردی از دنیا دوا نخواهد کرد.

عزیزان من به خصوص پسران گرامی، ای فرزندان یعقوب، چه بخواهید چه نخواهید ما پسران نان آور خانه و مسئولیت تشکیل زندگی را برعهده داریم و برای این امر مهم نیاز به جیب های پر از پول هست همه ما پدرانی پولدار نداریم که بخواهیم بر تکیه برآنها عابر گونه با ایشان تا کنیم و از آنجا که بیشتر ما قشر معمولی هستیم شاید تنها دلخوشی ما پیشرفت از طریق درس باشد لذا نوع انتخاب رشته دبیرستان و رشته دانشگاهی بسی مهم می باشد.

این روزها که می بینید خیلی از ما پسرای دهه شصتی، برای دختران فقط بای بای می کنیم و در دل خود وعده ای مبنی بر بالاخره روزی می گیرمتون می دهیم، ناشی از همین انتخاب های غلط گونه است که نتیجه آن افزایش سن ما در گردونه روزگار است که بی شک بیلاخ های که جامعه به ما می دهد ارتباط مستقیمی با متغیر کاهش اعتماد به نفس و شدت ناکامی دارد.

شاید تا اینجای متن عصبانی شده باشیدو قصد دارید با دستمال یزدی و دشنه به سراغ من بیایید و یا به دنبال تهی لیستی هستید که ثابت کنید از اطراف ما کسانی بودند که در رشته علوم انسانی موفق بودند و توانستند دروازه های علم را جابجا کنند اما این نکته  را یادآور می شویم که هیچ انسان شیر پاک خورده ای که اندکی از خرد بهره برده باشد  روی استثناها برنامه ریزی نمی کند و موفق بودن چند نفر در یک قضیه دلیلی بر موفقیت سایرین نخواهند بود و نکته مهمتر اینکه باید دید چند درصد از این دانشجویان این رشته موفق بوده اند و اینکه این آقا یا خانم متعلق به کدام دهه می باشد.

 

تا اینجا که ما برادران و خواهران علاقمند به علوم انسانی را عصبانی کردیم به همه آنها سفارش می کنیم که گل گاو زبانی نوش جان کنند تا آرام گردند و ما به سراغ دوستان دیگر رشته ها برویم.

 

رشته ریاضی و فیزیک

زمان ما بچه های زرنگ و درس خوان وارد رشته ریاضی و فیزیک می شدند و از آنجا که ما ایرانی ها از بچگی به شدت از ریاضی وحشتی همانند وحشت مردم رقه و موصل از داعش، داشتی، رفتن به این رشته را لایق هر کسی نمی دانستیم و ترس از اینکه مبادا مغر فندقی ما جواب گو نباشد، همیشه با احتیاط به سمت انتخاب این رشته می رفتند و این باعث می گردید رشته های ریاضی اغلب کلاس کاری خود را حفظ کنند و کسانی که در این رشته ها موفق می گردیدند انصاف جای بسی احترام داشتند هرچند بعدها این عزیزان رکبی خوردند که شرح این رکب را در ادامه خواهم گفت.

در رشته ریاضی نیز هنگام انتخاب رشته دانشگاهی باید دقت کرد و قرار نیست حالا که این وجه مهندسی دارای کلاس هست هر مهندسی  را مهندس بدانیم.

در بین رشته های مهندسی، برخی ار رشته ها وجود دارند که اگر چه واژه مهندس را به خود یدک می کشند اما حکایت آنها مصداق "بیرونش مردم کشته درونش خودمان را" می باشد.

مهندس کشاورزی، مهندس شهرسازی، مهندس معدن و مهندسی اپتیک و لیزر و.. شاید اسمش مهندس باشه اما چون بازار کار جالبی ندارد به قیمت زحمت هایی که برایش کشیده می شود، ارزشی ندارد.

علوم پایه: در دانشگاه معمولا یک دانشکده اختصاص به علوم پایه دارد که  از بین رشته های ریاضی و تجربی دانشجو می پذیرد که در رشته ریاضی معمولا فیزیک، آمار و ریاضی هست عزیزان ما رفتن به دانشگاه علوم پایه یک اشتباه غیر قابل جبران است و اگر فردی به دنیال دختر بازی رود ثمره بیشتری دارد تا بخواهد پای در رشته های علوم پایه بگذارد زیرا این عزیزان واقعا زحمت می کشند و زجری که این عزیزان تحمل می کنند حتی مهندسی ها هم ندارند که  رفتن در این رشته ها مصداق "ظلمت نفسی" دعای کمیل است.

رشته های مهندسی

دوستان مهندس، مهندس یعنی فنی، یعنی سابقه کار، یعنی کسی که مهارت بلد باشد،0 قبل از هر انتخابی ببنید توانایی کار کردن در شرایط فنی را دارید یانه؟ آیا زمینه بدست آوردن سابقه کار را دارید یانه؟

مثلا برای سابقه کار باید برید عسلویه، جنوب، پالایشگاه و پتروشیمی، کارگاه های فنی باید اولش سختی بکشید بعد برید بالا ببنید می توانید تو این شرایط برید یانه؟

یک ظلم که در حق بچه های مهندسی شد اینکه طرف با رتبه دو رقمی می رفت دانشگاه شریف بهش می گفتن مهندس به یارو تو دانشگاه ازاد هم که رتبش شبیه کارت شارژ بوده میگفتن مهندس. بنابراین اگر انتظار دارید خیلی با مهندسی تحویلتون بگیرین این فکر خام از سرتون بیرون کنید کشور ما یک کشور صنعتی نیست پس مهندس موفق و نخبه جاش روی سکوی پرتاب دانشگاه شریف تا از این ممکلت بره بنابراین اگر میخواهی اینجا بمونی در انتخاب خود دقت کنید.

تا اینجا یک صلوات بفرستید تا یکم آروم بگیرید تا بریم سراغ رشته بعدی

رشته تجربی:

عزیزان من رشته تجربی شمشیر دو لبه هست

این رشته به دو دسته تقسیم می گردد

رشته های پزشکی و پیرا پزشکی

رشته های غیر پزشکی و پیرا پزشکی

 

در مورد رشته های غیر پزشکی و پیرا پزشکی رشته ها علوم پایه مثلل شیمی و زیست و فیزیک و زمین شناسی هستند  که اگر کسی این رشته ها را بره واقعا باید هر روز این کلمه را تکرار کنه که "انی کنت من الظالمین" خب خواهر و برادران من انسان اگر میخواست زیست یک و دو و پیش بخونه بی شک با آسفالت شدن دهان مبارکش روبرو می شد چه برسه به این که بخواهد توی دانشگاه چهار تا شش سال  بشه ثبت احوال باکتریا و میکروب ها، پس به قیمت زحمتش نمی ارزد

 

در مورد رشته های کشاورزی مگر کسی اجدادش مالک بوده باشد که کلی زمین کشاورزی با آب چند اینچ داشته باشند وگرنه هیچ دلیلی برای تلف شدن عمر خود در این رشته ها نمی بینم

رشته های محیط زیست و منابع طبیعی و مرتع داری که اظهر من الشمس هستند و دیگر هیچ دفاعی ندارند.

یک نکته قابل توجه بگم که دوستان من، یکم موقع انتخاب رشته به وضعیتتون نگاه کنید خدایی تو که تو آپارتمان می شینی تا حالا گاو و گوسفند از نزدیک ندیدی و فرق بین کهره و بره را نمیدونی چرا میری مهندس کشاورزی علوم دام میخونی یا شما که خونتون بوشهر هست چرا میری رشته جنگلداری میخونی؟ واقعا چرا؟

 

و اما بریم سراغ رشته های پزشکی و پیراپزشکی

اول یک صلوات عنایت بفرمایید

پسران یعقوب و دختران شعیب تمامی رشته های این گروه خوب هستند و چون آینده شغلی خوبی دارند و رشته های کاربردی هستند لازم که افراد به این سمت گرایش پیدا کنند و این رشته ها ظرفیت پذیرش بالایی دارند و به این راحتی ها ظرفیتشون پر نخواهد شد حتی اگر تعداد بیماران ما کم بشود که نمی شود و روز به روز به بیماریی ها افزوده می شود، کشورهای همسایه به خصوص حوزه خلیج فارس هستند که خواهان خدمات پزشکی ما باشند.

در بالا اشاره کردم که برخی از دوستان رشته ریاضی رکب خوردند دلیلش هم اینه که تو دبیرستان درس خون ها میرفتن رشته ریاضی و رتبه و وسواد اونا بالاتر از بچه های تجربی بود اما موقع دانشگاه با یک حرکت گازنبری بچه های تجربی بساط بچه های ریاضی را برچیدند و در یک مقایسه  سرانگشتی میتوان با مقایسه کردن میزان حقوق یک مهندس مکانیک که به طور شانس و اقبال و پارتی در گرمای پنجاه درجه در عسلویه مشغول به کار هست با یک پزشک به این پی ببرید که این که این بچه های مهندسی چه رکبی خوردند.

رشته های پزشکی و پیراپزشکی کارشون باکلاس هست، حقوقش خوب هست،  شاید بگن ما سختی میکشیم اما قطعا به اندازه بچه های شریف زحمت نمی کشند، سربازیشون باکلاس روزی که رفتیم سربازی بچه های رشته های بیمارستانی را جمع کردند اصلا اونا را تافته جدا بافته قرار دادند و فکر کن بچه های این رشته ها بعد از خدمت میرفتن بیمارستان های ناجا، بقیه رشته ها با درجه فوق لیسانس مهندسی از دانشگاه شیراز، تهران سر چهارراه سوت می زدند.

بنابراین اگر مجبور بودید چهارسال یا هفت سال پشت کنکور بمونید رفتن به این رشته ها ارزشمند هست

پسرای محترم، برادران عزیز من کمی که خود را با بچه های این رشته های مقایسه می کنیم می بینیم خیلی راحت عشق و حالشون کردند، سرکارشون رفتند، دختر بازیشون کردند، زن دکتر هم گرفتند و به خوبی و خوشی امکانات مالی برای خودشون فراهم کردند محیط کارشون یک محیط لطیف بود.

اما بقیه رشته ها که مهندس مکانیک و برق خوبشون بود اکثرا اگر پارتی داشته باشند یا تو عسلویه هستند که خر براحتی کباب میشه  چه برسد به انسان ، یا تو پست ها برق تو بر بیابون خدمت می کنند یا توی کارگاه ها دارند با کارگر افغانی و ایرانی سر و کله می زنند که اغلب هم چون پروژه ها تق و لق هست خیلی امنیت شغلی ندارند.

 

رشته های بورسیه:

رشته بورسی باشه استخدام حتمی داشته باشد ولو اسم اون رشته پشکل شناسی باشد قطعا چون کارش تضمین سربازی ندارد و اگرم داشته باشد تو ارگان خودشون هست پس تا می توانید این رشته ها را اشغال کنید و نگذارید از دستتون بره

 

یک نکته هم به دوستان بگم:

خواستی بری دانشگاه آزاد درس بخونی برو رشته های پزشکی و پیراپزشکی در غیر اینصورت  پولت  هدر نده به خدا ظلم هست بری برای درس پول بدی آخرشم هیچی اونایی که دولتی بودند حداقل میگن ما که پولی ندادیم ولی شما حیف برید درس بخونید اخرشم هیچی وقتی بچه های دولتی مینالن و آواره هستند شما دیگه باید حساب کار دستتون بیاد

 

در آخر از همتون تشکر میکنم که صبورانه مطالعه کردید دقت کنید این نکات از دشمنتون نیست از برادر دلسوزتون بود که چون دوستتون داره تجربیاتش در اختیارتون گذاشت.

کنکوری ها محترم: برای شما که دیگر انتخاب کردید راهکار هست که چگونه موفق بشید بنابراین تلاشتون کنید رتبه خوب بیارید تو بحث انتخاب رشته کمکتون می کنیم.


ليست صفحات
تعداد صفحات : 2